یه نکته خیلی جالب وجود داره: وقتی بسراغ وبلاگهای دیگه میرم، وقتی نظرات مردم رو میخونم یه چیز واحد وجود داره! طرز فکر همه شباهت جالب به هم داره. هیچ کس حاظر نیست دست از هدفهاش برداره. همه محکمن. همه میدونن تو زندگیشون چی میخوان. همه پخته ترن !! اگه مشکلی براشون پیش میاد، فقط میگن: خیالی نیست، فقط پنیرمون جابجا شده !! دیگه سختی و مشکل واسشون معنی نداره ، دیگه نامید نمیشن.
جالب اینه که این تاثیرات توی تمام زندگیشونه. توی درس،توی روابط اجتماعی، روابط خانوادگی، توی کار، و توی تمام مسائل دیگه زندگی!! من بهش میگم معجزه گلدکوئست!!
واقعا آموزشهای این کار چه تاثیری توی زندگی خصوصی و زندگی اجتماعی شما گذاشته؟؟
دلاور کوئستی جلیل کاظمی تعادل ۱۰۰ را به
خودت و تیم جنگنده ات و بالاسری هایت
تبریک عرض می کنیم.
پیش به سمت فلش
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با کسانی بگردید که دیوانه کوئست اند.
مثل کودکان دنبال هدفتان باشید.




آيا ميدانيد كه
الف/ حدود 15 تا 17 درصد از جمعيت كشور يعني نزديك به 12 ميليون نفر زير خط فقر مطلق زندگي ميكنند
ب/ حدود 5/2 درصد از جمعيت كشور يعني حدود يك ميليون و دويست هزار نفر زير خط گرسنگي زندگي ميكنند
ج/ هر سياستي كه موجب شود قدرت خريد مردم ده درصد كاهش پيدا كند، بيست و پنج درصد از جمعيت فقير و سه درصد از كل جمعيت كشور را به زير خط فقر مطلق سوق ميدهد
اما هر سياستي كه قدرت خريد مردم را ده درصد افزايش دهد فقط چهار درصد از جمعيت فقير و يك درصد از جمعيت كشور را به بالاي خط فقر هدايت ميكند
د/ دهك اول (پردرآمد) جامعه، 18 برابر بيشتر از دهك دهم (كم درآمد) جامعه مصرف ميكند
سهم دهك بالايي (ثروتمندترين) از كل درآمدها سي درصد و سهم دهك پايين(فقيرترين) تنها 5/1 درصد است
ه/ افرادي كه زير خط فقر مطلق زندگي ميكنند، ماهي 110 هزار تومان در ماه درآمد دارند. اگر اين مقدار را بالاتر بگيريم نسبت افراد زير خط فقر مطلق افزايش مييابد
اما، حداقل دستمزد در سال جاري از سوي وزارت كار 106 هزار تومان اعلام شده است
و/ يك و نيم ميليون خانوار تحت پوشش كميته امداد هستند
كميته امداد به يك خانوادهي پنج نفره حداكثر بيست و پنج هزار تومان در ماه پرداخت ميكند كه هجده هزار تومان آن مستمري است. خانوادهي چهار نفره پانزده هزار تومان، خانوادهي سه نفره دوازده هزار تومان، خانوادهي دو نفره ده هزار تومان و خانوادهي يك نفره هشت هزار تومان در ماه مستمري دريافت ميكنند
ز/ درآمد سرانه ايران در ميان 158 كشور جهان در رتبهي پنجاه و هشت و همرديف كشورهايي مثل السالوادر، ناميبيا و گواتمالا است. و با توجه به شاخصهاي اميد به زندگي در هنگام تولد، درآمد سرانه و شاخص باسوادي، در ميان صد و هشتاد كشور رتبه 196 را دارد و عربستان و كويت و بحرين رتبههاي سي تا چهل را اشغال كردهاند
(مأخذ: فرهنگ و پژوهش وزارت رفاه و تامین اجتماعی)آمار سال ۸۳
سخن بس است:
تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير، تفاوت قدمت آنها نيست.
براي مثال كشور مصر بيش از 3000 سال تاريخ مكتوب دارد و فقير است!
اما كشورهاي جديدي مانند كانادا، نيوزيلند، استراليا كه 150 سال پيش وضعيت قابل توجهي نداشتند، اكنون كشورهايي توسعهيافته و ثروتمند هستند.
تفاوت كشورهاي فقير و ثروتمند در ميزان منابع طبيعي قابل استحصال آنها هم نيست.
ژاپن كشوري است كه سرزمين بسيار محدودي دارد كه 80 درصد آن كوههايي است كه مناسب كشاورزي و دامداري نيست اما دومين اقتصاد قدرتمند جهان پس از آمريكا را دارد. اين كشور مانند يك كارخانه پهناور و شناوري ميباشد كه مواد خام را از همه جهان وارد كرده و به صورت محصولات پيشرفته صادر ميكند.
مثال بعدي سويس است.
كشوري كه اصلاً كاكائو در آن به عمل نميآيد اما بهترين شكلاتهاي جهان را توليد و صادر ميكند. در سرزمين كوچك و سرد سويس كه تنها در چهار ماه سال ميتوان كشاورزي و دامداري انجام داد، بهترين لبنيات (پنير) دنيا توليد ميشود.
سويس كشوري است كه به امنيت، نظم و سختكوشي مشهور است و به همين خاطر به گاوصندوق دنيا مشهور شدهاست (بانكهاي سويس).
افراد تحصیلکردهاي كه از كشورهاي ثروتمند با همتايان خود در كشورهاي فقير برخورد دارند براي ما مشخص ميكنند كه سطح هوش و فهم نيز تفاوت قابل توجهي در اين ميان ندارد.
نژاد و رنگ پوست نيز مهم نيستند. زيرا مهاجراني كه در كشور خود برچسب تنبلي ميگيرند، در كشورهاي اروپايي به نيروهاي مولد تبديل ميشوند.
پس تفاوت در چيست؟
تفاوت در رفتارهاي است كه در طول سالها فرهنگ و دانش نام گرفته است.(کدی شده است)
وقتي كه رفتارهاي مردم كشورهاي پيشرفته و ثروتمند را تحليل ميكنيم، متوجه ميشويم كه اكثريت غالب آنها از اصول زير در زندگي خود پيروي ميكنند:
اخلاق به عنوان اصل پايه
وحدت
مسئوليت پذيري
تغییر پذیری
عشق به كار
تحمل سختيها به منظور سرمايهگذاري روي آينده
ميل به ارائه كارهاي برتر و فوقالعاده
نظمپذيري
اما در كشورهاي فقير تنها عده قليلي از مردم از اين اصول پيروي ميكنند.
ما ايرانيان فقير هستيم نه به اين خاطر كه منابع طبيعي نداريم يا اينكه طبيعت نسبت به ما بيرحم بودهاست.
ما فقير هستيم براي اينكه رفتارمان چنين سبب شدهاست.همیشه غرق در پنیر کهنه بوده ایم و اگر پنیر جدیدی
بوده با تمام وجود به سراغش نرفته ایم.(شک)
1 – منظور بسیار کار کردن نیست ، باید درست کار کنیم و هیچ موقع صداقت را از یاد نبریم.
2 – زمان گرانبها ترین سرمایه انسان است قدر فرصتهایمان را بدانیم.
3 – علاوه بر انگیزش ، نگرش درستی به کار داشته باشیم .
4 – به یاری فکر ، تیرگیهای کاررا روشن و آشکار کنیم .
5 – زندگی سراسر ، توام با آموزش داشته باشیم .
باید قبول کنیم که اول من باید شروع کنم و ابتدا من تغییر کنم .
برای ساختن مجموعه ای جهانی
يک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود . چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد.
او برروي يک صندلي دستهدارنشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
در کنار او يک بسته بيسکوئيت بود و مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه ميخواند.
وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.
پيش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.»
ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برميداشت ، آن مرد هم همين کار را ميکرد. اين کار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نميخواست واکنش نشان دهد.
وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد: «حالا ببينم اين مرد بيادب چکار خواهد کرد؟»
مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش را خورد.
اين ديگه خيلي پرروئي ميخواست!
او حسابي عصباني شده بود.
در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلياش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خيلي شرمنده شد!! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود.
آن مرد بيسکوئيتهايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد...
در صورتي که خودش آن موقع که فکر ميکرد آن مرد دارد از بيسکوئيتهايش ميخورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرتخواهي نبود.
- چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند...
چند روز پیش در جلسه ای شرکت کردم با موضوع چرا کوئست کار میکنم . جلسه ای بسیار جذاب و پر انرژی بود با موضوعی بسیار مهم و حساس.
جان ماکسول می گوید :تفاوت میان شخص دانا و شخص نادان واکنش او به موضوعی است که از قبل میداند (یعنی کارهایی که در گذشته انجام داده.موفقییتها و نا کامی ها)فرد عاقل با تجربه از گذشته اش
ادامه می دهد ولی فرد نادان گذشته اش را به یاد دارد و می داند و می شنود ولی عمل نمی کند.
شما هم به موضوع این جلسه فکر کنید.من قسمت نظرات این پست رو فعال می کنم و انتظار دارم بدونم و خودم هم یاد بگیرم که بچه ها چرا کوئست کار میکنند حتما نظر تتون رو بدید.
بعد از گرد آوری نظرات در مورد چرا کوئست کار می کنم؟در وبلاگ لینک خواهد شد.
قدیمی ها گفته اند: اگر اولین کاری را که باید هر روز صبح انجام بدهی این باشد که قورباغه زنده ای را قورت بدهی ، در بقیه روز خیالت راحت است که سخت ترین و بدترین اتفاقی را که ممکن است برایت پیش بیاید پشت سر گذاشته ای .
قورباغه شما در واقع بزرگترین و مهمترین کاری است که باید انجام بدهید.همان کاری که اگر الان فکری به حالش نکنید به احتمال زیاد همین طور برای انجام آن تنبلی خواهید کرد.ضمنا" کار مورد نظر کاری است که انجام آن در حال حاضر میتواند بیشترین تأثیر را در زندگی شما بگذارد.
قدیمی ها همچنین گفته اند: اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوری ، اول آن یکی را که زشت تر است بخور!
بچه ها ارزش واقعی کتابها را بدونید این را بدونید که جزوه آموزشی و سی دی ها و کتابهایی که ما به راحتی در اختیار گرفته ایم حاصل تلاش با ارزش بالاسری هایمان بوده .هر مرحله و هر کلمه اینها زندگی سازه به شرطی که............
جا داره در همین جا از کسانی که کوئست رو به ما
معرفی کردند و بالاسریهایی که ما در حال حاضر با
فرهنگهایی که آنها روزی برای بوجود آوردنشون
جنگیدند رشد میکنیم تشکر قلبی ام رو ابراز
کنم. حقا حلالتون.............
مارتین لوتر بنیان گذار کلیسای لوتری با دشواریها و رنجهای بسیار مواجه بود.
روزی همسرش متوجه شد که شوهرش غرق اندوه و ناامیدی است. او زن با درایتی بود که به مشیت الهی ایمان داشت. بنابراین با دیدن یأس شوهرش لباس سیاه پوشید و در برابر او ایستاد.
مارتین لوتر پرسید: چرا سیاه پوشیده ای؟
همسرش به آرامی پاسخ داد: نمیدانی که او مرده است؟
مارتین لوتر پرسید: چه کسی مرده است؟
همسرش گفت: خدا !
مرد با حیرت پرسید:چگونه می توانی چنین حرفی را بر زبان بیاوری؟ چطور ممکن است خدا بمیرد؟
همسرش جواب داد: اگرخدا نمرده است ، پس چرا تو اینقدر غمگین و ناامید هستی؟
مارتین لوتر بی درنگ متوجه اشتباه خود شد ، بنابراین لبخندی بر لبانش نشست و گفت: بله ، ناامیدی کار شیطان است.
در حقیقت انسانهای نیک هرگز رنج نمی برند. اگر انسانی نیک گرفتار رنجی شود در واقع جایی در اعماق وجودش ناخالصی و ظلمتی وجود دارد که باید به وسیله آن رنج تطهیر و روشن شود و آن قسمت از سستی وجودش به نیکی و قدرت تبدیل شود ، مثل طلا: طلا در کوره ذوب میشود تا تصفیه گردد.
به یاد داشته باشیم که خواست خدا انجام میشود و با رنجی که می کشیم تطهیر میشویم و برای رسیدن به قلب خدا که چیزی جز عشق و نور و شادی ابدی نیست آماده می شویم.
رنج برکتی است که خدا بر ما نازل میکند تا معنای رحمت بیکران ، خرد و عشق بینهایتش را بر ما عیان کند. خدا میخواهد یکایک ما شاد و موفق باشیم و از همه نیکی هایی که جهان را لبریز کرده لذت ببریم اما پیش از دریافت آنها باید آمادگی داشته باشیم.
در پس هر رنجی درسی نهفته است که با یادگیری آن ، رنج از میان میرود. هرگاه به مشکلی برخورد میکنید نخست دعا کنید : خدایا درس من از این مشکل چیست؟ بعد منتظر دریافت پاسخ شوید.
یکی دیگر از دلایل غم و درد و عدم موفقیت ، زیر پا گذاشتن یکی از اصول قوانین طبیعت است ، طبیعت دارای قاضی و دادگاه نیست ، بلکه به سادگی قوانینش را به کار می اندازد .
اگر افکار ، کلام و اعمال ما مطابق با آن قوانین باشد ، حتما" شاد و خوشبخت خواهیم بود ، زیرا با پیروی از قوانین معنوی زندگی میتوان بر آن مسلط شد.