تبليغاتX
زندگی نوین با کوئست

 

  بخونید و در مقابل حقیقت سر تعظیم کنید

 آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که همه‌ی مشتریان آن سود می‌کنند؟
خیر، البته مشتریان گلدکوئست چنان‌چه فعال باشند؛ پس از مدتی، سود قابل توجهی می­کنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما همیشه و در همه‌ی مشاغل، عده‌ای هم وجود دارند که به دلایل مختلفی مثل جدی نگرفتن کار، تنبلی، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمی‌رسند. و اصولا سود خوب دلیل کافی برای مفید بودن کار نیست .

آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که ریسک آن پایین است؟
هرچند با توجه به کم هزینه بودن این نوع تجارت (مثلا به دفتر و شرکت و سرمایه‌ی شروع بالایی نیاز ندارد) و امکان‌پذیر بودن آموزش‌های آن برای هر کس، ریسکش فوق العاده پایین است؛ اما جواب این سوال نیز منفی است چون ممکن است شغل کاذبی با  وجود ریسک پایین، مضر باشد. آیا اگر ریسک  تکدی­گری پایین باشد؛ آن کار برای جامعه مفید محسوب می‌شود؟ واضح است که خیر .

آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که این کار با بازاریابی‌های سنتی تفاوت دارد و بیش‌تر افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم می‌شوند؟
خیر، البته این کار با بازاریابی‌های سنتی، خیلی فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم شوند همان‌طور که خیلی‌های دیگر به انگیزه‌ی کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف دیگری هم می‌شوند. و اصولا انگیزه‌ی کسب درآمد، مفید است اما گفته شود که برخی افراد، شاید تمایل چندانی به خرید خود سکه نداشته باشند و عمده‌ی اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همان‌گونه که نیت و انگیزه‌ی اصلی مردم، در سپرده‌گذاری قرضالحسنه‌ی بانک‌ها،  باید ثواب و فیض مذکور در آیه‌ی «من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپرده‌گذاری دیگری را (که سود هم دارد) انتخاب می‌کنند. اما در عمل کسی چندان به فکر اجر معنوی‌اش نیست و البته تبلیغات خود بانک‌ها نیز تاکیدی بر اجر معنوی ندارد بلکه هدف بیشتر مردم، و همین‌طور فشار تبلیغاتی بانک‌ها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهای پژو و سکه‌های بهارآزادی و میلیاردها ریال جوایز نقدی و غیر نقدی است (که آن‌هم خدا می‌داند به کی می‌رسد!!) یا انگیزه‌ی خرید محصولات خوراکی فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطی نزد خود! البته در گاوصندوق!! به جای خرید محصولات با کیفیت‌تر از شرکت‌های قدیمی‌تر و به‌تر، آیا به خاطر کیفیت خود محصول است؟ و آیا نیت خیلی‌ها از خرید کارت ارمغان بهزیستی (لاتاری سابق) کمک به دیگران است؟ و خیلی سوالات دیگر! اما با این روش‌ها،  جهت سرمایه‌گذاری یا خرید یک محصول، ایجاد انگیزه می‌شود ولو من نوعی، اگر جوایز نبود هرگز سراغشان نمی‌رفتم. (البته خود من به شخصه سرنوشتم را هرگز به قرعه و شانس نمی‌سپارم و جایی سرمایه‌گذاری می‌کنم و وقت می‌گذارم که مطمئن باشم اگر خوب کار کنم؛ سود خوبی هم می‌برم.) گرچه همان هم اشکالی ندارد و درحقیقت برای جامعه مفید است. اما علت اصلی مفید بودن گلدکوئست، این هم نیست.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که می‌تواند باعث ورود ارز به کشور هم بشود؟
گرچه یکی از نتایج رواج کار با این شرکت (مخصوصا انتقال شاخه‌هایی به خارج از کشور) ورود ارز به کشور یا دست‌کم، وارد شدن محصولی است که به مرور زمان ارزشی چندین برابر قیمت اصلی‌اش پیدا می‌کند؛ اما علت مفید بودن گلدکوئست، فقط این قضیه هم نیست. زیرا با صادرات مواد مخدر به خارج از کشور و یا حتی صادر کردن دختران فراری به کشورهای همسایه نیز امکان دارد که ارز وارد کشور شود (البته منظورم این نیست که این کارها درحال حاضر انجام می‌شوند بلکه فقط مثال زدم!)

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که این شرکت به تعهداتش عمل می‌کند؟
خیر، البته « این شرکت، با کمال میل به تعهداتش عمل خواهد کرد» و این یک حسن و مزیت بزرگ، نسبت به بعضی و فقط برخی از شرکت‌های خودمان (چه خصوصی، چه دولتی و نیمه دولتی) است که دیده شده به ساده‌ترین تعهداتشان هم عمل نمی‌کنند. اما این هم نمی‌تواند به تنهایی دلیل مفید بودن گلدکوئست باشد.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که عضو سازمان تجارت جهانی است و ایران هم به شدت خواستار پیوستن به این سازمان است؟
خیر، البته اگر ایران به عضویت این سازمان درآید؛ مجبور است که به شرکت گلدکوئست اجازه‌ی فعالیت در ایران بدهد. اما نه ایران فعلاً موفق به عضویت شده و نه به این سادگی به ایران اجازه‌ی عضویت خواهند داد و نه اصولا عضو سازمان تجارت جهانی شدن، دلیل کافی برای مفید بودن است.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که حاضر بود تا ۳٪ از سودش را به ایران بدهد؟
خیر، البته مقامات ایران قبل از ممنوعیت و تحریم گلدکوئست در ایران، تقاضای
۱۰٪ سود کرده بودند و چون شرکت زیر بار نرفت؛ این همه ماجرا درست شد اما اگر گلدکوئست حتی صددرصد سودش را هم دو دستی به ایران تقدیم کند؛ باز هم تنها دلیل مفید بودنش این نیست.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که کمپانی‌های بزرگی مثل مایکروسافت، آن را تایید کرده‌اند؟
خیر، البته این یک امتیاز مثبت است که کمپانی بزرگی مانند مایکروسافت، شرکت گلدکوئست را تایید نمایند اما آن تاییدها نیز دلیل کافی برای مفید بودن گلدکوئست نمی‌باشد.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که امضای دیجیتالی Verisign زیر تمام صفحات مالی و حسابرسی سایت شرکت دیده می‌شود؟
خیر، البته امضای دیجیتالی
Verisign، یک اطمینان خاطر بزرگ برای نقل و انتقالات مالی محسوب می‌شود؛ اما دلیل مفید بودن این شرکت فراتر از این اطمینان خاطر است.

آیا علت مفید بودن گلدکوئست این است که طراح و بنیان‌گذارش، آقای دکتر آلیس مکیتالو ۱۸ سال مشاور مالی سازمان ملل بودند و در حال حاضر هم از مدیران بانک آسیایی توسعه(ADB) هستند؟
خیر، هرچند که این هم امتیاز خیلی بزرگی محسوب می‌شود؛ اما به واقع مفید بودن یک شرکت به عوامل دیگری بستگی دارد.

پس دلیل مفید بودن گلدکوئست چیست؟
در گلدکوئست دلایل مختلفی دست به دست هم داده و مفید بودن این نوع تجارت را چه از بعد فردی و چه از بعد اجتماعی، تضمین می‌نماید:

۱- آموزش تجارت شبکه‌ای یا Network Marketing به افراد، و و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه و استفاده از آن برای فروش سایر محصولات مانند صنایع دستی، قالی، رایانه، موتور سیکلت و یا خدماتی مانند توریست، هتل‌داری و ....
۲- ایجاد خودباوری در افراد و فعال شدن ایشان و غلبه بر تنبلی، چون که در این سیستم هر کسی فعال‌تر باشد (بدون دخالت شانس و قرعه و لاتاری و روابط و پارتی‌بازی و ...) سود بیش‌تری هم می‌برد و این موضوع برایشان قابل لمس می‌شود که با کمی تلاش، به آن چیزی که مستحقش هستند می‌رسند و برخلاف گذشته که تمام وقت و انرژی خود را برای به دست آوردن ساده‌ترین مایحتاج‌هایشان، مصرف می‌کردند و از ابعاد دیگر زندگی (مادی و معنوی) محروم می‌ماندند و چون پیشرفتی در کارشان حاصل نمی‌شد؛ لذا مایوس و ناامید می‌گشتند. اما اکنون کار می‌کنند و سودش را می‌برند و می‌توانند پیشرفت کنند به یک خودباوری برسند و از انسان‌های مایوس و ناامید و تنبل! تبدیل به انسان‌های امیدوار و فعال شوند.
۳- اشتغال‌زایی با مبلغ سرمایه‌گذاری کم، یعنی این کار خود به خود باعث اشتغال‌زایی می‌شود. اگر عَرضه‌ی دیگر محصولات نیز(مخصوصا در کشور خودمان) با این روش انجام شود که خیلی عالی‌تر هم می‌شود و چه به‌تر کاری که از کنارش دیگران نیز نان بخورند. گلدکوئست در حقیقت کمک به بهره‌وری مملکت از طریق قرار گرفتن افراد در تخصص خودشان است. چون اغلب افراد، با حل شدن مشکلات مالی که تاکنون داشتند؛ راحت‌تر می‌توانند در تخصص مورد علاقه‌شان به فعالیت بپردازند و به همان کاری باید و شاید بپردازند و زمینه‌ای ایجاد می‌شود تا ایشان در جایگاه اصلی خودشان قرار بگیرند و این برای جامعه‌ی ما، به مراتب مفیدتر از وضع کنونی‌ است. مثلا وقتی که الکترون در یک اتم، به لایه‌ی بعدی می‌رود انرژی می‌گیرد و زمانی که به لاله‌ی اصلی‌اش برمی‌گردد انرژی آن به صورت نور آزاد می‌گردد و مورد استفاده قرار می‌گیرد.
۴- خرید و ورود یک محصول با ارزش، که هم ارزش سمبلیک دارد و هم مستهلک نمی‌شود و به مرور زمان مرغوب‌تر و گران‌تر هم می‌شود.
۵- ایجاد یک محیط فرهنگی و آموزشی، چون کار تجارت شبکه‌ای برپایه‌ی کار گروهی یا Team Work است و بالاسری‌ها، دائماً در حال حمایت و آموزش زیرمجموعه‌هایشان می‌باشند و تجربیاتشان را با کمال میل! در اختیار دیگران قرار می‌دهند؛ پس میتینگ‌های دوستانه و در عین حال جدی‌ای برگزار می‌شود که همه‌ی افراد به قصد کار، وارد آن شده‌اند(نه عیش و طرب و اتلاف وقت) و همین آشنایی‌ها با یکدیگر و یافتن دوستان جدیدی که اغلب تحصیل‌کرده و فعال هم هستند و چه بسا در دیگر امور زندگی هم از تجربیات هم استفاده کنند؛ از نظر فرهنگی و آموزشی تاثیر مثبتی روی افراد جامعه و طبعاْ خود جامعه دارد.
۶- خروج شاخه‌ها از ایران و بازگشت سرمایه‌ها، که می‌دانیم برای خرید سکه‌ها مقداری سرمایه از مملکت خارج می‌شود البته در مقابلش سکه دریافت می‌کنیم اما بدون درنظر گرفتن آن نیز می‌توان امیدوار بود که با خروج هر شاخه از ایران، آن سرمایه، به شکل پورسانت و حتی بیش‌تر وارد مملکت می‌شود(مثل فیلیپین)
۷- بالا رفتن سطح توانایی‌های فردی که گذشته از فواید مالی، همان‌طور که گفتم هر کس پس از یک سال فعالیت در گلدکوئست، تبدیل به یک انسان فعال، باحوصله، صبور و در عین حال مدیر می‌شود. این شخص در هرکار دیگری هم که برود موفق خواهد شد. این شخص، ترسی از شنیدن کلمه‌ی «نه» از دیگران ندارد(که اگر دقت شود؛ همین ترس، در اغلب امور زندگی‌مان مانع پیش‌رفتمان شده است) این شخص به جای غرق شدن در مشکلاتش، به راه‌حل‌ها می‌اندیشد. امواج منفی به راحتی نمی‌توانند اهدافش را متزلزل سازند. می‌تواند بدون ترس حرکت کند. از به انتظار معجزه نشستن در منزل تنفر دارد. این شخص همیشه بدون آن‌که ناشکر باشد؛ می‌داند که اگر همان اندازه کارهایی را انجام دهد که همیشه انجام داده؛ پس همان چیزهایی را به دست می‌آورد که تاکنون به دست آورده و می‌داند آن‌چه که او را به موفقیت رسانده؛ برای حفظ آن کافی نیست و خیلی چیزهای دیگر یاد می‌گیرد که مفیدند و در تمام امور زندگی به کارش می‌آید.

به عقیده‌ی شما، یک کار با این سرمایه‌گذاری و ریسک اندک، تا چه اندازه‌ای باید مفید باشد که گلدکوئست نیست؛ اگر بخواهیم انصاف بیش‌تری به خرج دهیم باید جسورانه اعلام کنیم که گلدکوئست یک پدیده است.

+ نوشته شده در 86/01/31ساعت توسط بهزاد |

بهشت فروختن بهلول

 

روزی بهلول نزدیک رودخانه لب جوئی نشسته بود و چون بیکار بود مانند بچه ها با گلها چند باغچه کوچک ساخته بود در این هنگام زبیده زن هارون الرشید از آن محل عبور مینمود چون بنزدیک بهلول رسید سئوال نمود بهلول چه میکنی ؟

بهلول جواب داد ؛ بهشت میسازم ، زن هارون گفت؛ از این بهشت ها که ساخته ای میفروشی؟ بهلول گفت : میفروشم . زبیده گفت؛ چند دینار؟ بهلول گفت؛ صد دینار .

چون زن هارون میخواست از این راه کمکی به بهلول نموده باشد فوری به خادم خود گفت صد دینار به بهلول بده خادم پول را به بهلول رد نمود ، گفت؛ قباله نمی خواهد؟ زبیده گفت؛ بنویس و بیاور. این بگفت و براه خود رفت بهلول پول ها را بین فقرا تقسیم نمود از آن طرف زبیده همان شب خواب دید که باغ بسیار عالی که مانند آن در بیداری ندیده بود و تمام عمارات و قصور آن با جواهرات هفت رنگ و با طرزی بسیار اعلا زینت یافته و جوی های آب روان با گل و ریاحین و درخت های بسیار قشنگ با خدمه و کنیزهای ماه رو و همه آماده به خدمت او عرضه نمودند و قباله تنظیم شده به آب طلا به او دادند و گفتند؛ این همان بهشت است که از بهلول خریدی زبیده چون از خواب بیدار شد خوشحال شد و خواب خود را به هارون گفت .

فردای آن روز هارون عقب بهلول فرستاد چون بهلول آمد ، به او گفت؛ از تو می خواهم این صد دینار را از من بگیری و یکی از همان بهشت ها که به زبیده فروختی به من هم بفروشی ، بهلول قهقه زد ، گفت ؛ زبیده نادیده خرید تو شنیدی و میخواهی بخری ، ولی افسوس که به تو نخواهم فروخت .

 

One Voice One Vision ó  Raise your self to help mankind

 

شاد و پر انرژی باشید

 

+ نوشته شده در 86/01/31ساعت توسط بهزاد

 

                 عکس های از جان ماکسول نویسنده کتابهای ارزشمند

                      ۲۱ صفت بایسته یک رهبر و کتاب لیدر شیپ

 

                   

                  

                             

<< سازما ن هایی که به استراتژیهای توسعه و رشد خود می اندیشند. میدانند که توسعه و تحول باید از مدیران

راس سازمان و رهبران شروع شود .چرا که انسانها سرمایه اصلی سازمانها محسوب می شوند. و در این میان

سازمانهایی موفق میشوند که  رهبران آن بتوانند این سرمایه های ارزشمند را بسیج کرده و شایستگی

وآفرینندگی و تعهد آنان را شکو فا سازند.توسعه رهبری با خود شناسی آغاز می شود .قبل از آنکه به هدایت

دیگران بپردازیم .اول باید خودمان را بشناسیم. >>(ماکسول)

 

 

 

+ نوشته شده در 86/01/28ساعت توسط بهزاد

 

 

شما خوش شانس هستید

 

یا بد شانس؟

 آیا شما به شانس اعتقاد

 دارید؟

نتیجه یک تحقیق با ارزش را در این باره در ادامه مطلب بخونید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/01/27ساعت توسط بهزاد

 

     @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

     

                رهبر خوب کسی است که .......

 

    @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/01/27ساعت توسط بهزاد

 

     

             60 قانون برایان تریسی  

        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/01/27ساعت توسط بهزاد